باران بازم مریض شد
سلام به همگی.سلام به گل دخترم.به ماهم.نفسم.عزیزم.جیگرم.نوشتن برام سخت شده.به خاطر کمبود وقت.روزا مثل برق میگذرن و البته این عمر ماس که مثل برق داره میگذره.روزا انگار تکراری شدن.یه جورایی خسته هستم.روحم خسته س. واکسن یکسالگی رو که زدی خانومه توی بهداشت گفت که تا یه هفته دیگه شاااید تب کنه و دونه های ریز بریزه بیرون.اما بعد از سه هفته تب شدیدییییی کردی.بمیرم برا تنت که اینقدر داغ بود.دوست جونا باور نمیکنید که از داغی نمیشد بغلش کرد.بعد از سه روز که تبت خوب شد بدنت یه تیکه دونه ریخت.تا سه روز هم دونه ها رو بدنت بودن و بعدش رفتن.آقای دکتر مهربون که جا داره همینجا کلی ازش تشکر کنم هم گفتن که ویروسه.حالا نمیدونم ویروس بود.یا عوارض ...
نویسنده :
زهرا
12:16


